آشنایی با مدیریت پنجره i3 + روش نصب، استفاده و کانفیگ

سلام. امروز میخوایم یکم با i3 آشنا بشیم. خب بیایم همین اول کار بفهمیم که فر ق مدیریت پنجره با دسکتاپ چیه. دسکتاپ وقتی نصب میشه یکسری ابزار های مخصوص خودش رو داره که همراه با خودش نصب میکنه و عموما سنگین تره. مثلا آی تری رو وقتی توی دبیان نصب کردم حجمش حتی ۱ مگابایت هم نبود اما XFCE تقریبا ۴۰ مگابایت هست. ویندو منیجر (قالبا)‌ چیزای اضافی نصب نمیکنه و مینیمال مینیمال هستن. این توضیح کاملی در مورد تفاوتشون نیست ولی خب تقریبا همینه. خودمم خیلی درست و حسابی نمیتونم تفاوتشونو توضیح بدم ولی خب نصبش که کردین تفاوت هارو متوجه میشین.

حالا i3 چیه. آی تری یه ویندو منیجره که خیلی ساده و مینیمال و در عین حال منعطف هست. عکس هایی از محیطش رو این زیر میتونین ببینین:

i3wm کانفیگ نشده
i3wm کانفیگ شده

نصب

روش نصب در توزیع های مختلف:

Ubutnu, Debian, Mint, and other Debain base distributions

sudo apt install i3

Fedora and Fedora bases

sudo dnf install i3

و برای بقیه توزیع ها هم به همین ترتیب اسم پکیج i3 هست. وقتی نصبش کردین از لاگین منیجر خودتون i3 رو انتخاب کنین و رمز و یوزرنیم خودتونو بزنین و لاگین کنین. وقتی لاگین کردین با این صحنه مواجه میشین.

مرحله ۱

خب اینجا ازتون میپرسه که آیا فایل کانفیگ توی /home/username/.config/i3/config ذخیره بشه یا یه جای خاص خودت براش سراغ داری. بهتره توی این مرحله Enter رو بزنین. بعد از اون این سوال براتون نمایش داده میشه:

مرحله ۲

خب این مرحله هم بهتره Enter رو بزنین. اینجا ازتون میپرسه که میخواین دکمه Mod شما چی باشه. این دکمه مود یا همون Mod خیلی بدرد میخوره که در بخش بعدی میگم چرا. در حال حاضر i3 نصب شده و آماده استفاده هست. حالا چطور استفادش کنیم؟

روش استفاده

نکته: اگه با این روش نصب پیش رفتین دکمه Mod در کامپیوتر شما همون دکمه Win هستش که عموما عکس ویندوز روشه.

خب برای استفاده از i3 باید بدونین که یکم با بقیه متفاوته، آی تری تماما از شورتکات های کیبورد استفاده میکنه که به سرعت کنترل بشه و نیازی نیست که برای هر بازه و بسته کردن پنجره و کوچیک و بزرگ کردنش دست به موس بزنین. کلید Mod هم که توی نصب مرحله ۲ انتخابش کردین داخل تمامی شورتکات های کنترل آی تری مشترک هست. خب حالا شورتکات ها چی هستن:

باز کردن ترمینال = Mod + Enter

انتخاب برنامه = Mod + D

بستن یک پنجره = Mod + Shift + Q

افقی کردن باز شدن پنجره بعدی = Mod + V

عمودی کردن باز شدن پنجره بعدی = Mod + H

لاگ اوت کردن = Mod + Shift + E

تغییر سایز = Mod + R

فول اسکرین کردن یک پنجره = Mod + F

رفتن به یک ورک اسپیس دیگه = Mod + شماره اون ورک اسپیس(از عدد های بالایی کیبورد استفاده کنین نه اعداد سمت راست کیبورد)

چند تا شورتکات دیگه هم هستن که دیگه بهتره برین ویکی i3 رو بخونین.

کانفیگ

برای کانفیگ آی تری یه ترمینال باز کنین و دستور زیر رو تایپ کنین:

nano .config/i3/config

نکته: میتونین جای nano از هر ادیتور متنی که باهاش راحتین استفاده کنین، مثل ویم، ایماکس و …

باید بگم که کانفیگ i3 خودش یه مقاله جداست و اینکه خودم زیاد تویی کانفیگ اش مهارت ندارم. ویکی i3wm یه توضیح خیلی کامل در مورد کانفیگ i3 داره که میتونین اونو بخونین.

لینک های مفید این مقاله:

وبسایت i3

ویکی i3

تشکر از اینکه این مقاله رو تا انتها مطالعه کردین. برای حمایت از من میتونین توی کانال تلگرام من عضو بشین.

چه توزیعی برای چه کاری؟

سلام دوستان عزیز. خیلیارو میبینم که میگن ما برای سیستم خودمون چه توزیع گنو/لینوکسی نصب کنیم که خوب باشه؟. خب اومدم تا امروز به این سوالتون پاسخ بدم.

هر توزیعی برای کار خاصی ساخته نشده اما بعضی توزیع ها برای کار های خاصی بهتر عمل میکنن. حالا میخوایم اینطوری تحلیل کنیم که به نسبت کاری که با سیستم انجام میدین یه توضیع بهتون پیشنهاد بدم.

توجه توجه:

اگه حال ندارین این مقاله رو مطالعه کنین و یا دوست دارین چیزایی بیشتری بدونین من یه پادکست در همین مورد ظبت کردم که میتونین از اینجا گوشش کنین.

یسری توزیع
یسری توزیع های لینوکسی

برنامه نویسی

برای برنامه نویس ها تقریبا تمامی توضیع های لینوکسی مناسب هستن و هیچی کم ندارن. ولی اگه بخوام یه چیزی رو مثال بزنم میتونم زوبونتو، دبیان و فدورا رو مثال بزنم که دبیان توزیع مورد علاقه من هم هستش و حتما یه مطلب در موردش خواهم نوشت.

کار های اداری

برای کار های اداری توزیع های اوبونتو و اوپن سوزه میتونن بهترین باشن. خودم که اوبونتو رو پیشنهاد میدم ولی اگه دوست داشتین میتونین همون اوپن سوزه رو نصب کنین.

سیستم های خانگی

برای سیستم های خانگی میتونین توزیع مینت رو نصب کنین که خیلی برای سیستم های خانگی خوب هستش و نسخه xfce هم داره که مصرف رم پایینی داره.

لینوکس های زیبا

لینوکس هایی که برای قشنگی ساخته شدن تعدادشون الا ماشالله زیاده. ولی اصل زیبایی لینوکس به دسکتاپ اش هست. شما میتونین مثلا KDE که یه دسکتاپ قشنگ هستش رو روی کل لینوکس های آرچ بیس نصب کنین و استفاده کنین. ولی توزیع هایی مثل دیپین و اوبونتو دی دی ای هستن که از بیس این دسکتاپ های باحال و بامزه روشون هست و نیازی نیست که نصبشون کنین.

لینوکس آموز ها

برای کسایی که میخوان لینوکس رو یاد بگیرن بهتره اول کار برن سراغ یه توضیع آرچ بیس مثل مانجارو(اما زیاد روی مانجارو نمونین). چون توزیع های آرچ بیس داکیومنت خوبی دارن و توشون احتمال زیاد به یکسری مشکلات بر میخورین که توی دبیان بیس ها اصلا وجود ندارن. این باعث میشه برین توی داکیومنت هاش بگردین تا جوابش رو پیدا کنین و صد درصد توی این روند خیلی چیزای جدیدی یاد میگیرین.نه فقط این بلکه دلایل دیگه ای هم هست که آرچ بیس هارو متفاوت میکنه که بعدا بهش خواهیم پرداخت. اگه خواستین یکم بیشتر پیش برین بعد از اینکه با مانجارو روون شدین برین روی خود آرچ. کلا دو ماه روی مانجارو بمونین بعد برین سراغ خود آرچ.

سیستم های ضعیف

برای سیستم های ضعیف توزیع های لوبونتو، زوبونتو، پاپی لینوکس و… وجود دارن که حتما باید یه بار امتحانشون کنین 🙂

باید اینو بگم که پاپی لینوکس یه ایده هستش. شما میتونین پاپی رو با باینری اوبونتو و یا توزیع های دیگه دانلود کنین و نصب کنین. در اصل میتونین باهاش باینری اون توزیع مورد نظر رو تست کنین و قبل از اینکه برین سراغ نصب کردنش یکم باهاش تمرین کنین. باحاله، نه؟

شرکت ها

برای شرکت ها من ردهت رو پیشنهاد میکنم. البته ردهت توزیعی هست که پولیه و باید برین خریداریش کنین اما توزیع هایی مثل سولاس هم هستن که پولی نیستن و خیلی پایدار و درست حسابی کار میکنن. باز اگر هم هیچکدوم این دوتا رو نخواستین میتونین از مینت استفاده کنین.

شبکه و تست نفوذ

برای کار هایی که به شبکه ربط داره توزیع کالی بهترین گزینه هستش. کالی یه پکیج کامل از ابزار های امنیت شبکه داره که خیلی خیلی میتونن مفید و کار آمد باشن.

جمع بندی

این وسط توزیع هایی وجود دارن که واسه همه کار مناسب هستن. البته اینو بگم که همه توزیع ها برای همه کاری خوبن و تفاوت خاصی توشون نیست اما یکسری توزیع های خیلی خیلی کامل تر و بدون باگ تر هستن مثل دبیان و آرچ. و در کل میخوام بگم همه ی توزیع ها میتونن کار های همدیگه رو انجام بدن و اینطور نیست که اگر برنامه نویس هستین نباید چیزی جز مینت نصب کنین یا حرفایی مثل این. من خودم برنامه نویس هستم و دبیان دارم و هیچ مشکلی هم ندارم. پس زیاد فکر نکنین که توزیع ها برای کار های خاص ساخته میشن. شما با هر توزیعی میتونین هر کاری بکنین و هیچ فرقی هم ندارن.

مرسی از اینکه این مطلب رو تا آخر مطالعه کردین. نظر یادتون نره. کانال تلگرام من رو هم فراموش نکنین.

برتری های ویندوز به گنو/لینوکس!

سلام دوستان. امروز میخوام در مورد چیزی بحث کنم که اصلا بهش علاقه ندارم، بله، درسته، برتری های ویندوز. این بحثی هست که شاید زیاد بهش بها ندیم اما لینوکس هنوز توی خیلی چیزا از ویندوزعقب تره که در آینده درست میشه. چون تاریخ نشون داده نرم افزار ها و کد های آزاد رشد بسیار سریعی نسبت به نرم افزار های متن بسته و حتی اوپن سورس داشتن. پس نگران این مشکلات نباشید، روزی میرسه که این مشکلات رو هم دیگه نخواهیم داشت. فعلا بیاید بحث آینده رو رها کنیم و مشکلات حال رو دریابیم. بریم سراغ برتری های ویندوز به گنو/لینوکس.

مورد اول: آفیس

در گنو/لینوکس ما به جای ماکروسافت آفیس نرم افزاری به نام لیبره آفیس و اوپن آفیس داریم که هردو قدرت زیادی دارن اما به پای ماکروسافت آفیس نمیرسن. از نظر راحتی و سر راست بودن ماکروسافت آفیس یه سر و گردن از لیبره آفیس بالاتره. از نظر قدرت هم همینطور، چون برای خیلی از کار هایی که توی ماکروسافت آفیس راحت انجام میشد باید توی لیبره آفیس براش پلاگین نصب کنین که بتونین از اون قابلیت استفاده کنیم. البته از این هم نگذریم که لایبر آفیس آزاد و رایگان هست ولی ماکروسافت آفیس یه قیمت نوجومی داره.

مورد دوم: درایور های سخت افزاری

درایور های نرم افزار هایی هستن که روی سیستم شما نصب میشن تا سیستم بتونه از اون سخت افزاری که درایورش رو نصب کردین استفاده کنه. توی لینوکس اصن نیازی به درایور نیست و تقریبا همه ی سخت افزار ها روی لینوکس بدون درایور اجرا میشن بجز یه چیز: کارت گرافیک های Nvidia

این کارت گرافیک ها مناسب ترین و مقرون به صرفه ترین کار گرافیک ها برای بازی هستنکه متاسفانه به دلایلی برای لینوکس و دنیای اوپن سورس منتشر نمیشن. چون تکنولوژی بسیار پیچیده ای در این کارت گرافیک ها بکار رفته که اگه اوپن سورس اش کنن کل این تکنولوژی لو میره و همه شرکتا میتونن ازش استفاده کنن، انویدیا هم که سود زیادی داره میکنه قاعدتا نمیاد سود خودشو خراب کنه، برای همین درایور های اوپن سورس نمیده. البته با مهندسی معکوس خیلی از مدل های کارت گرافیک انویدیا در حال حاضر روی لینوکس خوب کار میکنن ولی خب کافی نیستن.

مورد سوم: گیم

توی گیم هم لینوکس هنوز خیلی عقب هستش. درسته گیم های خوبی برای لینوکس هستن و با پلتفرم هایی مثل steam proton میشه خیلی بازی هارو روی لینوکس نصب کرد اما اینا بازم کافی نیستن. مثلا یادمه خیلی وقت پیشا بازی teeworlds رو روی لینوکس با دوستامون آنلاین بازی میکردیم که خیلی حال میداد. بازی هایی مثل xonotic و … هم بودن و یا حتی خیلی ها رو سیستم لینوکسی خودشون CS:GO و Minecraft بازی میکردن. اما باید اینو بگم که لینوکس حالا حالا ها خیلی جا داره که توی بحث گیم به پای ویندوز برسه.

مورد چهارم: نرم افزار های گرافیکی

همونطور که میدونین نرم افزار های شرکت Adobe روی لینوکس اجرا نمیشن و نسخه لینوکس ندارن. شرکت Adobe یکی از بزرگترین شرکت های تولید نرم افزار برای نرم افزار های گرافیکی هست و نرم افزار هایی مثل فوتوشاپ، افترافکت، پریمیر و… توسط این کمپانی ساخته میشن. نه فقط این کمپانی، بلکه کمپانی های گرافیکی دیگه ای هم هستن که برای لینوکس برنامه نمیدن. مثلا برنامه سونی وگاس که برای ادیت فیلم حرفه ای هستش اصلا نسخته لینوکسی نداره. در کل اگر بخوام بگم، لینوکس توی نرم افزار های گرافیکی مثل نرم افزار های ادیت فیلم و عکس و ان جور چیزا زیاد معقول نیست. نمیگم نمیشه باهاش ادیت کرد، میگم که نرم افزار های تاپ این کار رو نمیشه روش ریخت. مثلا برای ادیت فیلم توی لینوکس نرم افزار kdenlive وجود داره که یکی از بهترین برنامه های ادیت فیلم در جهان هستش. برای ادیت عکس هم توی لینوکس gimp و krita رو داریم که قدرتشون از فوتوشاپ بیشتر نباشه، حداقل از فوتوشاپ کمتر نیست.

سخن پایانی و جمع بندی

باید بگم که من هرچی گشتم دیگه مشکل دیگه ای از لینوکس نتونستم پیدا کنم که ویندوز توی اون برتری داشته باشه. فقط این چهار تا مشکل وجود دارن که همین الان که دارین این مطلب رو میخونین این مشکلات هم دارن برطرف میشن. صد درصد روزی میرسه که این مشکلات هم برطرف شدن و لینوکس کامل ترین سیستم عامل دنیا شده، کما اینکه الانم کامل ترینه. الان روی لینوکس هم آفیس هست، هم گیم های باحال هست، هم نرم افزار های گرافیکی هست و هم درایور های نصف کارت گرافیک های انویدیا هست. نرم افزار وقتی که آزاد باشه پیشرفت خیلی سریع تری داره نسبت به نرم افزار متن بسته. چون مردم کمک میکنن که نرم افزار های آزاد روز به روز بهتر بشن، دونیت میکنن، کد هارو اصلاح میکنن و … اما نرم افزار های متن بسته مجبورن که مهندس استخدام کنن تا باگ های برنامه هاشونو پیدا کنه. نرم افزار های آزاد و سیستم عامل های آزاد پتانسیل بهترین شدن رو دارن، فقط زمان لازمه.